اندر دنيا . و انّ الفجّار لفى جحيم حرص بود اندر دنيا « 1 » .
قوله تعالى فكّ رقبة رهائى بود از ذلّ حرص .
[ و معنى اين آية انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت .
خداى عزّ و جلّ گويد من خواهم كه شما را از رجس پاك كنم كه رجس بخل و طمع بود و يطهّركم تطهيرا و شما را پاكيزه گردانم يعنى به سخاوت و ايثار « 2 » ] .
و اندر ديگر آية قصّهء سليمان عليه السّلام گفت ربّ هب لى ملكا لا ينبغى لاحد من بعدى .
مرا ملكى ده كه از پس من كس را نباشد آن ملك يعنى مقامى اندر قناعت كه از اشكال خويش بدان يگانه باشم « 3 » و راضى به قضاى تو .
و معنى آية ديگر لاعذّبنّه عذابا شديدا يعنى قناعتش « 4 » بازستانم و وى را بطمع مبتلا كنم يعنى دعا كنم تا خداى او را بدين مبتلا كند « 5 » .
بو يزيد را گفتند بچه يافتى اين چه يافتى گفت اسباب دنيا جمع كردم و برسن قناعت ببستم و اندر منجنيق صدق نهادم ، و به درياى نوميدى انداختم و براحت افتادم « 6 » .
عبد الوهّاب گويد به نزديك جنيد بودم بوقت موسم ، بسيارى عجم و مولّدان گرد
هامش
( 1 ) - مب : ان الابرار لفى نعيم و ان الفجار لفى جحيم در آن يكى گفتهاند كه نعيم قناعت است و درين يكى گفتهاند كه جحيم حرص است .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - اصل : يگانه باشم اندرو .
( 4 ) - مب : آن بود كه قناعتش .
( 5 ) - مب : يعنى از حق تعالى درخواهم تا بكند .
( 6 ) - مب : و برآسودم .