وى نشسته بودند « 1 » ، مردى پانصد دينار بياورد و پيش او نهاد و گفت برين قوم تفرقه كن « 2 » . [ جنيد ] گفت جزين مال [ ديگر ] دارى گفت دارم [ و بسيار دارم ] « 3 » گفت ديگرت مال همىبايد « 4 » گفت بايد ، گفت بردار [ كه ] تو اولىترى به اين زر و قبول نكرد « 5 » .
هامش
( 1 ) - مب : و مريدان نزديك او حاضر بودند . اصل : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : اين را تفرقه كن بر مريدان .
( 3 ) - متن عربى : نعم لى دنانير كثيرة . آرى دينار بسيار دارم .
( 4 ) - مب : نيز بايدت .
( 5 ) - مب : و از وى نپذيرفت .