تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
در تبريز ، در اين شب آجيل زياد مصرف مىكنند ، مخصوصا توت و كشمش و مغز گردو و مغز بادام و خرما و از اين قبيل كه خوردن آن شكستن نخواهد ، حكما بايد در جزو آجيل باشد . در روز قبل از اين شب ، در جلو دكانهاى بقالى و آجيل‌فروشى ، مقدار زيادى از اين متاعها ريخته و مؤمن با فرياد « آى چهارشمّه يميشى » عرض متاع مىكند . در كرمان ، روز دهم بهمن كه پنجاه روز به نوروز مانده و روز جشن سده و بنقل فردوسى روزيست كه هوشنگ آتش افروختن را برحسب تصادف آموخته است ، زردشتيان آتش‌سوزى دارند ، مقدارى زياد بوته در بيرون شهر جمع‌آورى كرده ، مردم اعم از زردشتى و مسلمان ، گرد آن را گرفته آتش ميزنند . در دورهء امراء استقلال كه ايرانيان ميخواسته‌اند خود را كاملا از تحت سلطهء عرب خارج كنند ، جشن سده را خيلى باشكوه ميگرفته‌اند . اين رسم از زمان مغول منسوخ شده ولى در جاهائى مثل كرمان كه زردشتيان زيادند ، فقط آتش‌سوزى جشن سده باقى مانده است . خوردن سبزىپلو در شب قبل از عيد نوروز كه عوام آن روز و شب را بمناسبت روز قبل از عيد قربان عرفه ميناميدند ، مرسوم بود و استحباب وقتى كامل ميشد كه به اين سبزى پلو ماهى هم ضميمه باشد . در عيد نوروز مردم از طبيعت تقليد كرده ، بهمه‌چيز زندگى نوى و تازگى ميدادند . ظروف مسى خانه حكما بسفيدگرى فرستاده ميشد ، بايد مسها براى روز عيد رويگرى شده و براق و درخشان باشد . آب حوض و آب‌انبار خانه را حكما عوض ميكردند . اگر خانه تعميرى پيدا كرده بود ، ولو بزدن گل سفيد و كشته ، آب نوى و تازگى به آن ميدادند . كوزه و ميانه قليان‌ها حكما عوض و نو ميشد . انكساريكه در عرض سال بلوازم زندگى وارد آمده ، مرمت و كسرى را پر ميكردند . فرشها را تكان داده گرد ديوار اطاقها را اگر گل سفيد نزده بودند ، مىگرفتند و قبل از تحويل خورشيد به برج حمل ، رخت‌هاى نو را پوشيده ، سر سفرهء عيد ميرفتند .

سفرهء عيد

در سفرهء عيد ، گذشته از شيرينى و شربت و آجيل ، بايد هفت‌سين هم موجود باشد . هفت‌سين عبارت از هفت چيز خوراكى بود كه اسم آن به سين شروع شود . معمولا سنجد و سپستان و سبزى و سمنو و و سماق و سركه و سيب هفت‌سين را تشكيل ميكرد . هركدام از اين هفت تا دستياب نبود ، سپند ( اسفند ) و سبزه جانشين آن ميشد حتى بعضىها ماهى را بمناسبت اسم عربيش « سمك » جزو آن ميكردند . نان و پنير و مرغ پر كرده و ماهى زنده در ظرف آب و شير و ماست هم بر اين جمله علاوه ميشد . مقدسين قرآن هم سر سفره عيد گذاشته « يا مقلّب القلوب و الابصار و يا مدبّر الليل و النّهار يا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال » ميخواندند و نيز هفت آيهء قرآن كه به سلام شروع مىشود :
سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ
« 1 » -
هامش
( 1 ) - سورة الصافات آيهء 109