ظرافتهاى اجتماعى خيلى بدور بودهاند و شايد دلمهء خوراكى آنها هم همان گوشت يابوى تاتو بوده كه امروز هم تركستانيها آن را در روده حفظ ميكنند و به آن علاقهء خاصى نشان ميدهند و همين كه بايران آمدهاند ، برگ مو و كلمپيچ و بادنجان و كدو و چيزهاى ديگر جانشين روده و برنج و لپه و سبزى و قيمهء گوشت گوسفند تازه ، جاى گوشت كهنهء يابو را گرفته باشد .
در عقدكنانهائيكه دلمه هم ميدادند ، برادر بزرگتر يا عمو يا دائى داماد با كيسهاى كه در آن باندازهء لزوم اشرفى يا لامحاله پنجهزارى طلا بود ، در پائين مجلس مينشت دو سه تا قاب بزرگ كه در آنها هم شاخههاى نبات به قدر لزوم چيده بودند ، در جلو او بود . همين كه صيغهء عقد بين وكلاى عروس و داماد اجرا ميشد ، براى هريك از حضار يك دانه پول طلا و يك شاخه نبات در ظرف بلور گذاشته ، با سينيهاى چهارگوش كوچك پيشخدمتها نزد آنها ميبردند . سكههاى طلا در كيفهاى پول و شاخه نبات در دستمالهاى سفيد پيچيده و بجيبها منتقل ميشد .
آخوندهاى اجراكنندهء صيغه ، تكليف خود را ميدانستند و بعد از اجراى صيغهء عقد پا سفت نميكردند . همين كه آنها خارج ميشدند ، صداى اركستر نظامى كه در حياط ، دور حوض را گرفته بودند ، بلند ميشد . من هيچ خاطر ندارم ، كه در مجلس عقد ، مطرب دائره و تنبكزن ديده باشم . تا يكى دو ساعت دنبالهء مجلس امتداد پيدا ميكرد و حضور داماد ، ولو در مجلس مردانه ، رسم نبود .
رسم خيلى بديكه هنوز هم در عقدكنان حاجى عمواغليها ورنيفتاده است ، جواب ندادن دختر بسؤال اول ، راجع بقبول ازدواج بود كه بايد سه بار خطبه و ميزان مهر و سؤال از اينكه آيا خانم راضى هستند تكرار شود . سابق رسم بود مادر داماد كه در مجلس عقد زنانه حاضر بود ، مقدارى پول طلا بعنوان زيرلفظى تقديم خانم مىكرد تا خانم التفات فرموده رضايت خود را كه اظهر من الشمس بود ، بكلمهء « بلى » اظهار كند .
در عقدكنان برادرم چون عجله داشتهاند ، مجلس خيلى مختصر و حضار منحصر ببرادرهاى بزرگ داماد و چند نفر حاشيه و ملاهاى عاقد بودهاند . در خانوادهء ما رسم نبود عروس را عقدكرده بنشانند . هميشه فاصله بين عقد و عروسى بيش از يكى دو روز و منتهى يكهفته نبود . مىگفتند اين كار بخانواده نمىآيد و هروقت كه اتفاقا فاصلهء زيادترى پيدا ميشد ، يكى از خانواده ميمرد و قهرا فاصله را زيادتر مىكرد . اين بود كه عقدكنان در خانوادهء ما اكثر بطور اختصار ورگذار ميشد . گاهى هم كه دخترى از خانواده را بخارج شوهر ميدادند ، حتى المقدور سعى ميكردند ، فاصله كم باشد و هروقت كه قهرا فاصله زياد ميشد ، بواسطهء زيادى افراد خانواده ناگزير يكى دررو مىكرد و اين عقيده كه نشاندن عقدكرده بخانواده نمىآيد ، راسختر ميگرديد .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٣٤٤