پسفردا شب و پسينفردا شب عين اين دستور اجرا شد وقتى بتهران رسيديم ، اثرى از چشمدرد نبود .
صبح دو سه ساعت از روز برآمده بود كه وارد خانه شديم و خيلى بموقع بود . زيرا تمام تداركات ديده شده ، جهاز عروس را هم شب قبل آورده در اطاقهاى ساختمان غربى نوساز ، پهن كرده بودند و از فردا صبح عروسى شروع ميشد . در غيبت ما پدرم ناخوش و بكمردرد خطرناكى مبتلا شده بود ، بحديكه خواهرهاى بزرگتر بفكر افتاده بودند كه اگر حادثهاى براى پدرم پيش بيايد ، عروسى برادرم پيش افتاده باشد . برادرهاى بزرگ هم پسنديده ، از يكطرف روز عيد غدير را براى عقدكنان تعيين و از طرف ديگر قاطرها را براى آوردن ما فرستاده بودند . ولى حال پدرم بعد از اين تصميمات بهبودى يافته بود چنان كه وقتى ما رسيديم ، نقاهت مرض هم رفع شده بود . چون من در اين عقدكنان حاضر نبودهام ، اين است كه آنچه از مراسم عقدكنان مينويسم راجع برسم زمان است .
عقدكنان
در اين اوقات ، تشريفات عوامانهء عقدكنان خيلى كم شده بود .
ديگر زيرفرشى كه بساط عقد روى آن پهن ميشد ، براى ولود شدن عروس ، ارزن نمىافشاندند و عروس را در موقع عقد روى زين اسب نمىنشاندند و همان زين را هم بر روى طشت وارونهاى كه زير آن چراغ عسل و موم بسوزد ، قرار نميدادند و زبان بد مادرشوهر و خواهرشوهرها را در پاى همين چراغ با ميخ بر زمين نكوبيده و باينوسيله زبانبندى نميكردند ، اينها كار خانوادههاى بيسواد كمتربيت بود .
سوزنى ترمهاى ميانداختند و مجلس را طورى ترتيب ميدادند كه در موقعى كه در اطاق مجاور ، ملا مشغول خواندن خطبهء عقد مىشود ، عروس رو به قبله و آئينه قدى و يك جفت جار دو سه الى پنج شاخه كه از خانهء داماد با خوانچهء اسفند و رنگ و حنا آورده بودند ، بايد در اين مجلس حاضر باشد . آئينهء روبروى عروس به ديوار تكيه داشت و جارها در طرفين گذاشته شده بود و از وقتى عروس قدم باطاق عقد ميگذاشت تا خاتمهء تشريفات ، شمعهاى آن اگرچه روز و اطاق هم روشن بود ، بايد بسوزد . خوانچهء اسفند كه عطار مشترى خانهء داماد ترتيب داده و با قلمههاى دارچين زرورق زده خانهبندى و در هريك از خانهها مقدارى اسفند و دانههاى ديگر و رنگ نسائيده ( وسمه ) و حنا گسترده بود ، نزديك عروس گذاشته بودند . منقل آتش هم براى سوزاندن اسفند در گوشهء ديگر حاضر بود .
سليقهء عطار در رنگآميزى خانههاى خوانچه و مباركبادى كه با اسفند سياه روى دانههاى سفيديكه در خانهء اصلى وسطى نوشته و همچنين نقشونگارى كه با دانههاى رنگ كرده در خانههاى اطراف انداخته بود ، مايهء تحسين حضار ميشد . جلو عروس جا نماز ترمه يا مخمل مرواريددوز زيبائى كه حكما عروسها جزو جهاز خود داشتند ، گسترده و قرآنى كه جزو مهر ميكردند ، در قاب اطلس يا ترمه يا مخمل پهلوى آن