گذاشته شده بود . براى اينكه عروس نزد داماد شيرين و مطبوع شود ، يكى از خانمهاى سفيدبخت خانواده ، دو پارچه قند را كه اگر دو تا سرقند باشد بهتر است ، بايد در دست بگيرد و خانم سفيدبخت ديگرى پارچهء سفيدى بسر عروس بيندازد و خانم اولى سرقندهاى خود را بر سر عروس بسايد .
كلثوم ننه گفته است كه اگر خاكهقندى را كه از اين سائيدن حاصل مىشود ، مايهء شيرينى كاچى و قيقناق هديهء مادر زن در روز پاتختى كنند و داماد و عروس از آن بخورند ، عشق زن و شوهر به يكديگر زياد خواهد شد . اين رسم امروز هم در عقدكنان برقرار است گواينكه لامحاله كاچى و قيقناق در عروسى جوانهاى متجدد منسوخ شده است .
چيزهائى كه از خانهء داماد ميآوردند ، منحصر بآينه و جار و خوانچه هفتسين پاى عقد نبود بلكه چهل پنجاه و گاهى صد خوانچهء ديگر كه در هريك دو كلهقند و يك كاسه نبات بود و ده دوازده خوانچهء حنا و صابون و كفشهاى زنانه و ده بيست سى خوانچهء شيرينى و بالاخره يكى دو خوانچه محتوى كيسههاى پول ( شيربها ) و طاقههاى شال و محفظههاى جواهر و بقچههاى پارچهء نابريده ضميمه داشت .
خوانچههاى قند و نبات و شيرينى ، در مجلس مردانه و زنانه چيده ميشد . شيرينى در همان روز به مصرف ميرسيد ، چه دعوتشدگان ميخوردند و چه بنوكرهاى آنها تقسيم ميشد .
قند و نبات را روز بعد از مجلس عقد ، براى دعوتشدگان ميفرستادند و در عقدكنانهاى اعيانى ، دلمه هم بدعوتشدگان ميدادند .
رسم دادن هديه بدعوتشدگان عروسى ، ظاهرا از رسوم ايرانيان قديم مىباشد زيرا اول وهلهاى كه در تاريخ اسلام به اين رسم برميخوريم ، در موقع وزارت برمكىهاست . در اين عروسيها گلولههاى كوچكى كه از موم و عطريات ساخته و در جوف آن كاغذهاى كوچكى كه اسم خانه و يا ضياع و عقار يا بدرهء زر يا غلام و كنيز يا طاقههاى نابريده در آنها ثبت و بامضاى پيشكار صاحب عروسى رسيده بود گذاشته بودند ، بحضار ميداده يا بر سر عروس و داماد نثار ميكردهاند . هركس هرچه نصيبش شده بود ، فردا از پيشكار پدر داماد قبالهء خانه و ضياع و عقار يا عين آنچه در كاغذش نوشته شده بود ، دريافت مىكرد .
فردوسى هم در شاهنامه هروقت از فرستادن هديه سخن ميراند ، مقدارى زر هم براى نثار ذكر مىكند . البته نثار كردن عين سكههاى وزين طلا بر سر شخص ، با صدمهاى كه حكما بر آن مترتب است ، معقول به نظر نميآيد . بنابراين بايد گفت كه اين رسم دلمه كردن كاغذ كه نمايندهء زر و ضياع و عقار و خانه و غلام و كنيز بوده است ، همان رسم قديم ايران بوده كه بوسيلهء برمكيها در ميان مسلمانها هم معمول شده است . لفظ دلمه تركى و معناى آن با غذائى كه امروز به اين اسم معروف است و با گلولههاى هديه و نثار عروسى برمكيها ، كاملا تطبيق مىكند و چون اصطلاحات دربارى و اعيانى ايران ما اين اواخر همه تركى بوده است ، اين لغت هم بااينكه معناى آن از رسوم ايران قديم است ، بقالب تركى مصطلح شده و لفظ آن يادگار دورهء تركها در ايران و الا عرب و مغول از اين
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٣٤٣