باز خطش
بهرحال ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم كه همين كلمهء اخير دليل بر صدارتش بود زمام امور را بدست گرفت . اين صدراعظم يا سپهسالار اعظم معلوماتى نداشت و از قجرهاى دربارى بود دو پسرش « 1 » داماد شاه بودند ولى مردى متدين و منظم و خطش بسيار بد بود . توقيعاتى كه پاى عريضههاى مردم مينوشت بقدرى لا يقرء بود كه يكى دو نفر خواندن آنها را وسيلهء ارتزاق كرده بودند از صاحب عريضهها هريك يكى دو قرانى ميگرفتند و مطلب را از توقيع صدراعظم استخراج ميكردند و در كاغذ عليحده مينوشتند و بدست صاحبكار ميسپردند .
ميدانيم دامغان قبل از آقا محمد خان مركز قاجاريه بوده فتحعلى شاه در اين شهر متولد شده است . حفظ مولودخانهء خاقان مغفور البسه اللّه من حلل النّور بايد با يكى از قجرهاى دو آتشه باشد . حكومت دامغان هم بالتبع جزو حفظ اين مكان مقدس و از قديم الايام با پدر و جد جناب سپهسالار اعظم بود . يغماهاى جندقى نسلا بعد نسل با اين خانواده طبعا سابقه داشتهاند . وقتى سپهسالار بمقام صدارت رسيد يغماى معاصر براى عرض تهنيت شرفياب شد بعد از مبادله احوالپرسى معمولى به سپهسالار اعظم عرض كرد ديشب خوابى ديدهام . سپهسالار گفت انشاء اللّه خير است . يغما عرض كرد پدرم را در خواب ديدم و از روزگار كجرفتار شكوهء زيادى كردم گفت حالا كه « خان » شخص اول كشور شده است البته از توهم نگاهدارى خواهد كرد نزد ايشان برو . - گفتم دست خالى بروم ؟ - گفت خير ! قصيدهاى هم عرض كن . - گفتم كدام صفت خان را ستايش كنم ؟ پس از تفكر بسيار سربلند كرد و گفت : « باز خطش ! »
ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم كرّوكرّى كرد . وزراى ديگر ، بخصوص مستوفى الممالك و اعتضاد السلطنه وزير علوم و مؤتمن الملك وزير خارجه زير بار او نميرفتند شاه هرچه خواست بصدور دستخطهاى مرحمتآميز و اعطاى جبه دورمرواريد و شمشير غلاف مرصع و اين قبيل زنگ و زنجيرها رئيس الوزراء يا بهتر بگوئيم صدراعظم خود را به حلق آنها فرو كند نتوانست . از ميرزا محمد خان هم كفايت و لياقتى كه آنها را متقاعد يا مرعوب نمايد ظاهر نشد حتى فرخ خان امين الدوله و ميرزا هاشمخان امين خلوت را هم كه در خلوت شاه بر ضد ميرزا محمد خان سپهسالار بودند از خلوت اخراج كردند باوجوداين نتوانستند بر سكوت و متانت و مقاومت منفى « جناب آقا » ( مستوفى الممالك ) فائق آيند . اين بود كه در اوائل 1283 شاه دستخطى صادر كرد و كار سپهسالار را منحصر بوزارت جنگ نموده و وزارت داخله و بيوتات سلطنتى را كه قبل از اين در حوزهء اختيارات او بود بين او و سه وزير سابق و رجال دربارى تقسيم نمود كه هريك با داشتن كار خاص خود ، امور چند ولايت و ايالت را هم اداره كنند . چنان كه گذشته از وزراى ماليه و جنگ و خارجه ، اعتضاد السلطنه وزير علوم و صنايع و معادن و تجارت و تلگراف و چاپخانههاى كشور ، و فرخ خان امين الدوله وزير حضور و محمد ناصر خان وزير دربار و ايشيك آقاسىباشى و عين الملك ( اعتضاد الدوله )
هامش
( 1 ) - اعتضاد الملك و اعتضاد الدوله .