تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
[ 173 ب ]

در اندرز و نصيحت در پيشگاه جلالت دستگاه

مها داورا دادرس مهترا * به اوج سعادت بلنداخترا به كام تو گردد زمان و سپهر * به تو افكند اختر و بخت مهر دلت شاد باد و تنت زورمند * شوى چون نياكان خود ارجمند عروس جهانت در آغوش باد * مى از جام كيخسروت نوش باد هرون جهان رام زين تو باد * زمين زير حكم و نگين تو باد ببندى سر سركشان در كمند * چو هوشنگ و طهمورث ديوبند به فرماندهى قرن‌ها پايدار * شوى از عنايات پروردگار جگرگوشه‌گانت شوند ارجمند * به اقليم‌گيرى ز بخت بلند به دهليز اين قبّه پيچ‌پيچ * نباشد وفا و بقا هيچ‌هيچ مشو مست پندار و بازآر هوش * بكش پنبهء غفلتت را ز گوش مها اندرين دير ناپايدار * مكن تكيه بر دولت و اقتدار گرت سر برآرد به چرخ فلك * شود مدح‌خوانت گروه ملك زند عاقبت بر زمينت چنان * كه خشخاش گردد تو را استخوان سراى سپنجىست بىاعتبار * در آن نيست جاى ثبات و قرار