تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
[ 174 الف ]
ز يك در درآيى شوى شادمان * ز باب دگر رفت بايد توان بزرگا به اين بىوفا دل مبند * كه شهدش كبست « 1 » است و مهرش گزند نگه كن به شاهان باجاه و آب * پشنگ و چو تور و چو افراسياب چو هوشنگ و طهمورث ديوبند * كه بستى دد و ديو را در كمند چو جمشيد شاه و چو ضحّاك شاه * كه بر چرخ سودند ترك كلاه فريدون كه دوران به نيكى سپرد * خنك باد چون نام نيكو ببرد ز شاهىّ كيخسرو و كيقباد * به يادآور و باش با عدل و داد نگه كن به احوال بهرام گور * كه گورش چسان برد آخر به گور انوشيروان زندهء جاودان * كه نام خوشش زينت داستان بساط سليمان كه بر دوشِ باد * برفتى همين باد دادش به باد چه جز نيك و بد در جهان يادگار * نماند به جز تخم نيكى مكار به مال كسان دست كردن دراز * بود صعب‌تر از دم تيغ و گاز كه هر تخم افشاند فرخ پدر * همان را درو مىنمايد پسر كه بدنام سازد به هر دو جهان * بر خالق و زمرهء مردمان چو نامت بماند به نيكى بلند * بوى زنده و جاودان ارجمند [ 174 ب ] به پاكان درآى و به نيكى گراى * كه تا نيك‌بينى به هر دو سراى مگردان كسى از درت نااميد * چو دارى توام بر درى اعتميد بر احوال بيچارگان گوش‌دار * كه جاويد ملكت شود پايدار نگه‌دار دهقان كه پيشه‌ور است * درخت مهى را ز ريشه بر است شبانى بكن پيشه گرگى مكن * به بيچارگان سر بزرگى مكن سليمان كه كردى به مورى نظر * به جاه و جلالش نيامد ضرر رعيّت چو « 2 » باشد به سختى و رنج * شود شاه را كيسه خالى و گنج چه دهقان ز سالار باشد غمين * طراوت نماند به آب و زمين
هامش
( 1 ) . م : كنست . ( 2 ) . م : چه .