كيفيّت حالات خيريّت علامات نوّاب كيانى انتساب ملك الملوكى بهرام خان از نظم صبورى و ختم شدن كلام ظهير
شب خوب و خرّم چو صبح اميد * شده نااميدى در آن ناپديد
طرب بسته بر غم از او « 1 » شش جهت « 2 » * در آن زاد گيتى مى عافيت
مُزيّن ز انواع مردم زمين * منقّش ز انجم سپهر برين
فلك ياورم بخت شاداب بود * كه بزمم به خاصّان « 3 » نوّاب بود
سروشى « 4 » ز معراجم آمد به گوش * كه اى مرد فرزانه بازآر هوش
به ختم كتابت نپرداختى * سخن را چرا ابتر انداختى
چو اين آيت وحىام آمد به گوش * سمعنا بگفتم به جبريل هوش
به خدمت ببستم كمر بندهوار * پى آيت وحى فرمانگزار
بكن اى خردمند با رأى و هوش * به قول صبورى دمى « 5 » پهن گوش
كه تجديد نظم دُرى يادگار * كنم زيور گوش چون گوشوار
شوم باز غوّاص درياى فكر * به دست آورم گوهرى « 6 » چند بكر
هامش
( 1 ) . م : رو .
( 2 ) . م : جهة .
( 3 ) . م : خواصّان .
( 4 ) . م : سروش .
( 5 ) . م : بيا .
( 6 ) . م : گوهر . [ اين « ى » هاى نكره بنابر گويش سيستانى جايش را به كسره مىدهد ، اين است كه در اكثر موارد ، در اشعار حذف شده است . ( ج . م ) ] .