تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
چو « 1 » از وصف او قاصر آيد زبان * كنم در دعا ختم اين داستان الهى بود تا جهان برقرار * شتاء و دى آيد خريف و بهار به حقّ خود اى داور دادگر * به اسماء پاكان نيكوسير به ختم رُسل شافع مجرمان * كه شد در جهان ختم پيغمبران به شير خداوند حىّ قديم * به قسّام فردوس و نار و جحيم كه تا چرخ گردون بود بر دوام * به لطف تو اى خالق لاينام بود تا مه و خور به چرخ فلك * به گردش بود از سما تا سمك [ 165 ب ] مر اين سرو گلزار فضل و كمال * الهى ز هر بَد بود بىزوال شود بر مرادات خود كامران * به لطف تو اى خالق انس و جان به او هركسى دم زند از حسد * به او روز و شب دائماً بد رسد همه روزه‌اش صبح نوروز باد * به گيتى چو « 2 » خور عالم‌افروز باد سه نورسته سرو گلستان او * كه هستند پيوند با جان او جلال الدّين او سرو باغ مراد * كه زيبد به او مسند كيقباد ملك حمزه سرو رياض پدر * سزاوار تخت و كلاه و كمر على اكبر آن مهر اوج كمال * كه تابد از آن فرّ و شأن و كلاه الهى مر اين هر سه نيكوسير * به خورشيد تابان برآرند سر به همراه باب بلنداقتدار * بمانند تا جاودان كامكار پس از لطف پروردگار مجيد * فلك‌رفعتا از تو دارم اميد كه از رشحهء ابر فضل و كرم * ز چهرم بشويى غبار ستم فراخور به اجدادم اى شهريار * دهى بنده را عزّت و اعتبار خصوصاً در اين روزگار و زمان * كه از طالع سعد و بخت جوان سرافرازم اى خسرو نيك‌نام * به تعليم نوباوه‌هايت ملام « 3 »
هامش
( 1 ) . م : چون . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . شايد : مدام .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 330 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل