تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
به الف و مأتان و سبع و عشر * درآمد كميت حياتش به سر در اين وقت كز گردش چرخ پير * درافتاد از پشت مركب به زير قضا گفت نوباوهء نخل جم * ز جور زمان گشت تاراج غم قدر گفت سروى « 1 » ز باغ كيان * درافتاد از آسيب باد خزان غلامان او با دل دردناك * به تن جامه‌ها را نمودند چاك به چندين غم و محنت و اضطرار * رساندند او را به ايوان بار از اين صوت غم‌پرور دلشكن * برآمد فغان از دل مرد و زن بدان‌سان برآمد ز زابل خروش * كزان ناله كر شد فلك را دو گوش شد از اين مصيبت به جان فگار * به جاى پدر عمّ او سوگوار روان كرد خون دل از ديدگان * گشاد از پى سوگ و ماتم ميان كلاه كيانى ز سر دور كرد * دل و ديده از گريه رنجور كرد سران ديار از صغار و كبار * نهادند رخ بر درش سوگوار به قانون و آداب آزادگان * كه هست اين زمان رسم و دأب « 2 » كيان [ 165 الف ] به ماتم بسى بود با درد و غم * خديو كيان سرو گلزار جم به آخر ميان بست با عدل و داد * كلاه كيانى به سر برنهاد « 3 » به تدبير ملكى چو « 4 » ناچار شد * سجستان زمين را خريدار شد نشست او خديو بلنداقتدار * به جاى نياكان به جان فگار در بار بر روى مردم گشود * چو با دانش و عقل و فرهنگ بود كنون باشد او مهتر كىنژاد * به زابلستان صاحب عدل و داد به فرمان يزدان و بخت جوان * بناهاى نيكى از او شد عيان بسى ملك ويرانه معمور كرد * بدانديش و بدخواه را دور كرد
هامش
( 1 ) . م : سرو . ( 2 ) . م : دب . ( 3 ) . ملك بهرام در سال 1217 هجرى حكومت سيستان يافت . او پيش از اين نيابت ملك سليمان ثانى را داشت . ( 4 ) . م : چون .