تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١

در اندرز ابناى روزگار

الا اى خردمند با عقل و هوش * به قول ظهير اندكى دار گوش اگر مرد راهى و پرهيزگار * بشو در پى طاعت كردگار از اين دهر دون ساز قطع نظر * اميد نجات از جفايش مبر [ 155 الف ] كسى را اگر پرورد سال و ماه * به گيتى دهد حشمت و تاج و گاه بگيرد از آن عاقبت بىدرنگ * زند بر سرش جاى ديهيم سنگ شهان اولو العزم با داد و دين * كز ايشان شرف برد تاج و نگين اگر ابتدا داد جاه و مكان * به آخر بزد بر زمين آن‌چنان كه گشتند هم سر به خاك زمين * به باد فنا رفت تاج و نگين تو هم اى خداوند تاج و سرير * ز احوال پيشينيان پند گير منه دل به دنياى بىاعتبار * كه دارد گذر چون نسيم بهار بزرگى و عفو و كرم پيشه كن * ز قهر خداوند انديشه كن به معمورى خانهء آخرت * بكوش اى شه كشور معدلت كه را دست گيتى به سر برنهاد * كلاهى كه آخر ندادش به باد چو خواهى كه باشى بر كردگار * پسنديده و بندهء رستگار به دنيا و شهدش ميالاى لب * كه گردد تو را باعث صد تعب
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 311 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل