تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

تفويض شدن سردارى دار الامان كرمان به فرمان ملك سليمان خان و به سبب اغتشاش ولايت سيستان نرفتن در آن ولايت

در اين وقت سردار دار الامان * بپيچيد از راه خسرو عنان محمّد تقى نام آن پرهنر * كه در رزم و كين بود چون شير نر به درگاه داراى صاحب‌قران * فرستاد مردى گشاده‌زبان به عرضش رسانيد كى تاجور * به فرمان تو بسته دارم كمر غلام به اخلاص هستم ز جان * چو باشد اگر خسرو خسروان يكى مرد جرّار باهوش و سنگ « 1 » * خردمند و مردانه و تيزچنگ فرستد ابا او سپاه كَشَن * كه باشد نگهدار اين انجمن همه مرز ايران به فرمان تو * درآرد كُند جان گروگان تو ز كرمان چو او مرد آموزگار * بيامد بر خسرو تاجدار چو آگه شد از عرض او شهريار * بگفتا بجز گرد عالىتبار بزرگ سجستان سليمان كى * كه هركس شناسد ز اجداد وى نباشد در اين كار شايسته‌تر * ببايد در اين ببندد و كمر كه هم بانژاد است و هم باوقار * ندار كسى از بزرگيش عار
هامش
( 1 ) . در متن چنين است . شايد « ننگ » ؟