تفويض شدن حكومت قاين به فرمان سرور تاجبخش در نياوران [ ؟ ] به نوّاب ملك سليمان خان و از آنجا آمدن به مستقر حكومت به فرمان خالق الانسان
چو بگذشت يك چند درّ دُران * شهنشاه احمد شه كامران
شد از راه قاين به اقبال و جاه * به تسخير مشهد و تون با سپاه
بفرمود تا خان والامكان * سليمانكى حاكم سيستان
بيامد به درگاه او كامكار * كمر بسته در خدمت شهريار
ز اطوار مرغوب او نيكبخت * بر آن مهربان شد خداوند تخت
به قاين سپهدار زابل سپاه * به فرمان شه گشت صاحبكلاه
پس از بعد يك سال يا بيشتر * كه شد ملك زابل پر از شور و شر
سران ولايت به هم از عناد * نمودند بر پا لواى فساد
ز احكام و فرمان او نامور * گروهى كشيدند از كينه سر
[ 147 ب ] شود تا ز اعداى خود كينستان * ز قاين بيامد سوى سيستان
ز هر سو غرض مدّت چند سال * همى بود رزم و نزاع و جدال
گهى صلح بود و گهى جنگ و شور * گهى كينه و رزم و گاهى سرور
چو اقبال و بختش سعادت نمود * يكى كودك آمد از او در وجود
ز دخت جهاندار محمود شاه * سر بانوان مهر اقبال و جاه
نمايان از او شأن فرّ و جلال * رخش آفتابى ولى بىزوال