تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
محمّد ملك ناصرش كرد نام * كه نصرت دهد خالقش بر مرام به تاريخ سبعين مائة الف بود * كه آن اختر آمد به برج وجود الهى بود تا ابد كامكار * به ظلّ تو اى داور كردگار يكى جشن شاهانه فرمود شاد * كه بزم چنان كس ندارد به ياد به بيچارگان داد چندين درم * كه شد مستحقّين بىدرد و غم چو بگذشت از عمر او سال چند * كه شد دم‌به‌دم دولتش ارجمند ز الطاف خاقان ظلّ إله * جهاندار احمد شه نيكخواه به او داد ملك جنابد و كاخ * كه مرزىست آباد و جاى فراخ همه سال اثمار بر شاخسار * بود همچو جنّت هميشه بهار [ 148 الف ] چراغ خراسان‌ست او سرزمين * كه باشد به خوبى چو خلد برين چو نوّاب كى حاكم آن ديار * شد از بهر رفتن برآراست كار مهى سيستان خان عالم‌فروز * برون شد چو از كشور نيمروز بزرگان اطراف آن رهگذار * دويدى برش هر يكى با نثار چو نزديك شهر جنابد رسيد * بر آن مردمان گشت چون « 1 » صبح عيد محمّد حسين خان والاگهر * كه محمود شه بود او را پدر در آن شهر چون بود او را وطن * خردمند دانا سر از انجمن به همراهى . . . . « 2 » تمام * پذيره شدندش ورا خاص و عام ز بعد ملاقات او سرفراز * سوى منزل خويش گشتند باز رعيّت به درگاهش از هر كنار * دويدند چون بندگان با نثار جهاندار از مردمان گشت شاد * به هريك به قدر خودش پايه داد از آن پس دو عم‌زاده از يكدگر * نشستند خرّم به شام و سحر در آن شهر مىبود تا چندگاه * به اجلال فرماندهى نيكخواه [ 148 ب ] به او سرزمين مدّتى چون بماند * بسى تخم احسان به دل‌ها فشاند
هامش
( 1 ) . م : چو . ( 2 ) . در متن سفيد مانده است .