تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
در اين وقت آن اژدر تيزچنگ * عدوى دليران نامى تفنگ چو اژدر خروشيد و شد « 1 » نعره‌زن * همى دود و آتش فشاند از دهن كزان دود پوشيد رخسار مهر * از آن آتش افروخت گفتى سپهر بدان‌سان كه از ابر بارد تگرگ * گلوله فرو ريخت بر خُود و ترگ در آن ورطهء با سينهء چاك‌چاك * بسى مرد گرديد غلطان به خاك ز هر سو دليران پرخاشخر * كشيدند شمشيرها از كمر بزرگان نامى ز هر دو گروه * يكى حمله بردند بر سان كوه فتادند برهم دو رويه سپاه * صداى دهاده برآمد به ماه ز بس نعره و ويله و گير و دار * ز بس زخم شمشير زهرآبدار ز بس كشته افتاد بر روى هم * ز بس مرد غلطيد پهلوى هم [ 142 ب ] بر احوال ايشان فلك خون گريست * بر آن كشتگان چشم گردون گريست چو از ظلمت شب جهان تار شد * تن نامداران همه خوار شد به هم بازگشتند هر دو سپاه * برفتند هريك به آرامگاه دگرباره گردان پرخاشجوى * به ميدان رزم آمدند از دو سوى
هامش
( 1 ) . م : خروشيده شد .