تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
زمين از ادب داد پيشش سجود * به مدح جهاندار لب برگشود چنين گفت اى سرور نامدار * ببخشاى بر عاجز خاكسار نظر كن به حالم كه بيچاره‌ام * اگر چند بر خود ستمكاره‌ام كه من هم به دربارت اى نيك‌نام * به خدمتگزارى نمايم قيام چو باشد كرم پيشه‌ات از قديم * كرم كن به حالم به حقّ قديم [ 139 الف ] چو بشنيد نوّاب كسرىتبار * ببخشيد او را به جان زينهار « 1 » از آن پس سران ديار فراه * ابا مردم اوق تا قلعه‌گاه ز بيداد آن شاه بيدادگر * نمودند در ملك زابل مقرّ جهانجوى از بخت فيروز شاد * به اوطان مألوف خود رونهاد به سر برد چون مدّت چند ماه * كه آسوده گشتند اسب و سپاه همى خواست آن گرد پرخاشجوى * كه آرد به رزم شهنشاه روى
هامش
( 1 ) . م : زنهار .