تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

آگاهى يافتن خاقان جم‌شأن از احوال خان كسرىتبار و فرستادن محمّد رضا خان سردار را به محاربه او

چه آوازهء آن بزرگ عجم * برآمد ز هرگوشه از زير و بم عراق و نشابور تا اصفهان * به آهنگ زابل شدند نغمه‌خوان چه اين شدّ دلخواه گرديد راست * ز هر گوشه‌اى شور شهناز خاست ازين مايهء عيش اهل حجاز * نواى مسرّت نمودند ساز ز صوت حسن از عرب تا عجم * ز زنگولهء دل زدودند غم چه اين نغمه را شاه شاهان شنيد * تو گفتى ز تن مرغ روحش پريد برادر به نوّاب جم‌اقتدار * يكى بود در خدمت شهريار [ 139 ب ] چه فيلان جنگى تنش زورمند * كشيدى سر شير گردون به بند به قد سرو بستان باغ جنان * بزرگى و دانش ز چهرش عيان محمّد به نام آن سپهدار بود * كه شايستهء تاج و طومار بود به فرمان شه ، نايب نيمروز * عدوى ستمكار را سينه‌سوز ورا خواند نزديك آن شهريار * چه آمد دژم گشت چون روزگار بفرمود تا برنهادند بند * بر آن نامور مهتر ارجمند ببردند او را به ظاهر كشان * به پنهان گرفتند زو نقد جان
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 279 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل