تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

مخالفت ملك فتحعلى خان با خاقان بلندمكان و رفتن او به فراه و گرفتارى كريم‌خان حاكم آنجا

بزرگان زابل تمامى بخواند * به ايشان ازين در سخن‌ها براند خصوصا سرافراز با دستگاه * مسمى به قنبر « 1 » امير سپاه سران سپاه و كلانتر تمام * بگفتند اى مهتر نيك‌نام [ 137 الف ] بجز رزم با شاه بيدادگر * ندارد تدارك به وجه دگر مهيّا كن اسباب پيكار و جنگ * ميان از پى كينه بر بند تنگ كه از جور شاهنشه پرستيز * عيان گشته در هر ولا رستخيز سپهدار بايد سر خود فدا * نمايد در اين كار بهر خدا كه ما جمله از صدق فرمان بريم * ز حكم جهاندار درنگذريم سرافراز ازين گفته گرديد شاد * جواب بزرگان بدين‌گونه داد كه من از براى رضاى خدا * سر خود در اين كار سازم فدا
هامش
( 1 ) . تيت شرحى را دربارهء ميرقنبر ( قمبر ) مىآورد و مىنويسد كه او فرماندهء كلّ نيروهاى ملك فتحعلى در لشكركشى وى بر ضد نادر بود . او از خاندان سربندى و خود سركردهء آنان بود . همو داستانى را دربارهء اين خانواده نقل مىكند : « دربارهء اين خانواده داستانى شايع است كه برمبناى آن كمتر از سيصد سال مىباشد كه در سيستان اقامت گزيده و به تدريج تفوقى در امور آن سامان به دست آورده‌اند . اين خانواده شهرت داده‌اند كه از اخلاف مالك اشتر سردار حضرت على ( ع ) . . . مىباشند . » ( سيستان ، ج 1 ، ص 177 )