تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣

درخواست ملك فتحعلى خان ملك سيستان را در عوض مواجب و قبول نكردن پادشاه

پس آنگه سپهدار عالىنسب * يكى عرض كرد از طريق ادب كه اى نامور شهريار بلند * وجودت برى باد از هر گزند همه روزه روز تو نوروز باد * به هر كار بخت تو فيروز باد همه شهرياران تو را بنده‌اند * ز اكرام و لطف تو دل‌زنده‌اند كف جودت اى خسرو بىنظير * زند طعنه بر ابرهاى مطير سر سركشان گوى ميدان تو * سلاطين عالم به فرمان تو اگر بگذرد در دلت رأى جنگ * كند نقد جان عرضه شاه فرنگ ز خوفت به بيداد در روم و چين * نيايد برون دستى از آستين تويى اى شهنشاه گردون‌سرير * به خدّام از مرحمت دستگير تو را چون يكى كمترين بنده‌ام * ز لطف عميم تو دل‌زنده‌ام به خدمت مرا هست عرض نياز * اگر بشنود شاه گردن‌فراز چهار الف ابواب شاه جهان * نموده‌ست بر مردم سيستان [ 136 الف ] ندارند چون چاره از حكم شاه * به جز درگهت نيست جاى پناه ازين حكم بر خود بلرزيد سخت * بدان سان كه از باد شاخ درخت چه اين مردمان را نه سيم است و زر * چه باشد اگر شاه خورشيدفر
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 273 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل