تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

عزيمت نادر قلى بيك به درگاه شاه طهماسب صفوى

[ 116 ب ]
چو آمد به منزلگه خويش باز * همى كرد انديشه دور و دراز كه هرگز ندارم به محمود تاب * كه او همچو بحر است و من چون سراب اگر شهريارى به چنگ آورم * جهان پيش بدخواه تنگ آورم و گرنه چه حاصل مرا از ستيز * كه بيند همى پشت من در گريز بگفت اين و آمد به مازندران * به درگاه طهماسب شاه جهان كه بد شيخ اعظم صفيّش پدر * نبيره جهان‌بين خير البشر چو آمد به درگاه طهماسب شاه * سپهدار نادر هم از گرد راه بغلطيد بر خاك در پيش تخت * بسى آفرين خواند بر شاه سخت كه شاها تو جاويد باشى به گاه * فزون بادت هر روز اقبال و جاه ز ملك خراسان به درگاه تو * رسيدم چو بودم نكوخواه تو كه تا بنده را تازه باشد روان * به خدمت كمر بسته‌ام بر ميان ز گردان شمشيرزن سى هزار * مرا هست شايستهء كارزار چو بشنيد طهماسب شاه اين‌چنين * چو گل گشت خندان و كرد آفرين ز الطاف سلطان والانسب * به طهماسب خان « 1 » داد او را لقب
هامش
( 1 ) . بنابر متون افشارى ، نادر در اين هنگام لقب « طهماسب قلى خان » يافت .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 227 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل