تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
[ 115 ب ]

آگاهى يافتن شهريار از آمدن نادر قلى بيك به ارض اقدس و ايلغار در دفع او

يكى خاصه آمد ز مشهد چو باد * به نزديك شاه و زبان برگشاد كه از رفتن خسرو تاجور * خبر شد چو نادر قلى بىخبر سپاهى بياورد بيش از شمار * شدندش بسى مردم شهر ، يار سر پر ز كينه به جنگ آمده‌ست * كنون نصف شهرش به چنگ آمده‌ست محمّد على خان و اسحاق خان * شب و روز با خنجر سرفشان طلبكار نام‌اند و جوياى ننگ * به بدخواه دارند پيوسته جنگ چو بشنيد شاه فريدون خصال * بفرمود تا خان رستم مثال شود پيش‌تاز و خودش برنشست * به خنگ فلك‌سير چون پيل مست دو منزل يكى طىّ نمودند راه * به مشهد رسيدند شاه و سپاه ز دروازهء ارگ لطفعلى خان * به شهر اندر آمد شجاع كيان كشيد از ميان تيغ رستم نبرد * ز ره بر سپاه عدو حمله كرد بكشت و بينداخت بسيار مرد * چو نادر بديد آن سپهبد چه كرد چو نيرو نماندش به كين و ستيز * عنان را بپيچيد و شد در گريز سپهدار با لشكر كينه‌خواه * پس پشت ايشان شتابان به راه
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 225 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل