تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
شهنشاه بنشست بر تخت عاج * به فرقش چو « 1 » خورشيد تابنده تاج دليران گردنكش هر ديار * كشيدند صف از يمين و يسار [ 98 الف ] ملك را به جاى مناسب نشاند * از آن پس فرستاده را پيش خواند درآمد فرستاده پيغام داد * چو « 2 » بشنيد نوّاب كسرىنژاد همان دم بفرمود اندر جواب * كه اين قول نبود طريق صواب چو « 3 » بىريش بودن زنان را سزاست * نه در خورد مردان رزم‌آزماست ندارد مگر شاه توران خبر * ز احوال شاهان بازيب و فر كه باشد كهن گلشن سيستان * نشيمن‌گه رستم داستان كه از خوف شمشيرش افراسياب * نرفتى به اقليم توران به خواب زمينى نباشد به توران‌زمين * كه رخش تهمتن نگشتش به كين چون آيم به توران‌زمين بىدرنگ * به فرمان شاه جهان بهر جنگ نمايم هنر در صف كارزار * چو باشد نژادم ز اسفنديار شهنشاه بر وى نمود آفرين * چو آمد به گوشش كلام متين فرستاده برگشت و آمد دمان * به نزد سپهدار تورانيان بيان كرد يك‌يك هر آن چيز ديد * چو سالار توران سپه او شنيد پشيمان شد از گفته خويشتن * چو ياد آمدش روزگارى كهن به درگاه فرزند خير البشر * فرستاد هديه بسى سيم و زر [ 98 ب ] چو آن هديه آمد به درگاه شاه * طلب كرد سالار زابل سپاه به او داد اسب و سليح و كمر * يكى تاج رخشان به زرّ و گهر ز شنقار و شاهين و باز و نوار « 4 » * چنان كان بود درخورى شهريار به او كرد اكرام و رخصت نمود * از اين لطف قدرش ز كيوان فزود
هامش
( 1 ) . م : « چو » ندارد . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . م : چون . ( 4 ) . « نوار » شايد : آهوى رمنده . [ مقصود از نوار شايد ريسمان يا رشته‌اى باشد كه در آن زمان به صورت حلقه‌اى دور شكار يا شكارگاه مىكشيده‌اند و با تنگ‌تر كردن آن ، شكار را دم تير مىآورده‌اند . ( ج . م ) ] .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 181 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل