سر شاملو ، خان عالى صفات * حسن خان كه بُد حكمران هرات
به دربار شاه جهان همزبان * همى بود با افتخارى كيان
[ 99 ب ] گهى بزم كردى و گاهى شكار * به شنقار و شاهين و باز و نوار « 1 »
ملك حمزه خان و حسن خان به هم * همين بحث كردند از بيش و كم
بگشتند با هم چنان مهربان « 2 » * كه باشد به هم الفت جسم و جان
به اين هردو فرخنده شاه جهان * چو فرّخ نديمان شدى همزبان
چون اطوار مرغوب او كامياب * پسنديده سلطان مالكرقاب
هزار و ده و هشت در روزگار * چون آمد به تاريخ هجرى شمار « 3 »
ز زابلستان تا به مكران ديار * ورا ساخت فرمانروا شهريار
از آنجا بيامد سوى سيستان * به اقبال و دولت عنان همعنان
نشست از برى مسند سرورى * ستايش نمودند فرمانبرى
ميان تنگ بستند در خدمتش * كه و مه نمودند بر حضرتش
چنان كند بنياد ظلم و ستم * كه شنقار كردى ز عصفور رم
ز اوصاف آن خسروى كامكار * اگر آنكه گويم يكى از هزار
زبان قاصر آيد ز شرح سخن * نيايد حديث صفاتش به بن
به دل همچو شير و به تن فيل زور * كفش زرفشانتر ز تابنده هور
ز نان دادنش روح حاتم خجل * ز زربخشىاش معن شد منفعل
[ 100 الف ] به مردى چو روئينتن اسفنديار * مثل بود نزدى صغار و كبار
چو شهباز عدلش برآورد پر * عقاب ستم برنياورد سر
ز زابلستان تا به ايرانزمين * نبودى كس او را به مردى قرين
هامش
( 1 ) . م : توار .
( 2 ) . م : مهرهبان .
( 3 ) . در متون معاصر رويداد ، تاريخ مرگ ملك جلال الدّين و جانشينى ملك حمزه آشكار نيامده است . تيت اين تاريخ را 1028 ذكر مىكند . ( سيستان ، ج 1 ص 147 ) اين نظر از آنجا است كه تيت مىنويسد كه دورهء حكومت ملك حمزه از 1028 تا 1055 طول كشيد . اين تاريخ با ذكر حكومت ملك نصرت و گماردن او از سوى شاه صفى كه در ادامهء همين ابيات آمده همخوان نيست .