تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
به اكرام و الطاف دل زنده [ كرد ] « 1 » * رخ جمله چون مهر تابنده كرد وزان پس سوى شهر آورد روى * به همراه او فرقه با هاىوهوى چو بنشست بر جاى فرّخ پدر * برآسود ملكش ز هر شور و شر به اندازهء هركس آن پاكزاد * سران را خُلاع گران‌مايه داد خرابى اين ملك معمور باد * ستم‌پيشه‌گان را ز در دور باد ز الطاف شاهنشه دين‌پناه * جهاندار عبّاس ظلّ إله فزون مىشد هرروزه‌اش جاه و مال * به اقبال و دولت بسى ماه و سال پس از فتح اوزبك شهنشاه دين * ز مرز خراسان به توران‌زمين [ 97 ب ] همى خواست رفتن به كين خواستن * جهان را به شمشير آراستن سزاوار دانست در آن سفر * سپهدار زابل يلى پرهنر فرستاد چاپار و خواندش به پيش * چون آمد ثناخوان برى شاه خويش به آن ، شاه فرمود كاى نامور * ببند از پى كين توران كمر ز برق دم تيغ زهر آب‌دار * درافكن به مرز مخالف شرار به پاسخ چنين گفت فرمان برم * به حكم جهاندار ره بسپرم شهنشه بفرمود تا لشكرش * بيايند از هر ولا بر درش به توران‌زمين چون « 2 » رسيد اين خبر * سپهدار آن قوم پر شور و شر يكى مرد داناى صاحب‌شعور * طلب كرد از نامداران تور كه رو نزد سالار ايران بگوى * كه اى شاه نام‌آورى رزم‌جوى به امداد تيغ سجستانيان * مجو رزم و پيكار تورانيان كه ريش و بروتى نباشند بيش * چو آيد ز موى بز « 3 » و پشم ميش چو بر « 4 » ساحت درگه شهريار * بيامد فرستاده هوشيار
هامش
( 1 ) . م : دل زنده‌دار . ( 2 ) . م : « چون » ندارد . ( 3 ) . م : « بز » ندارد . ( 4 ) . [ اشاره به شعر اسفزازى دارد كه گفته است :شاها به سست عهدى سستان سيستان * آهنگ رزم لشكر تورانيان مكن ريش و سبيل بيش نيند اهل سيستان * زنهار تكيه بر غدر ريسمان مكن ( ج . م )] .