تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
گرفتند بر دست دل پر ز درد * به دشمن فتادند و برخاست « 1 » گرد پسر داغ‌ِدل بُد ز كين پدر * كشيد از ميان تيغ چون شير نر به كف آتش تيز و از زير باد * در آن گله گور بىمر فتاد بكشت و بيفكند در دشت خوار * ز مردان جنگى هزاران هزار ملك‌زادگان و نقيبان ز پس « 2 » * چو آتش كه افتد به بىمايه خس فتادند و برخاست « 3 » دود و شرار * ندانست دشمن يمين و يسار گريزان برفتند و رُخساره زرد * شتابان ز پس شير مردان مرد بكُشتند و بستند و كردند اسير * ز خون دشت شُد ارغوانى حرير به ملك سرابان گريزان ز راه * كه آمد ملك‌زاده هم با سپاه چو آمد شتابان ز پس بىدرنگ * دگرباره كردند آهنگ جنگ به كين هردو لشكر به دشت نبرد * رساندند بر چرخ گردنده گرد دگرباره آمد به ميرزا شكست * بدان سان كه نشناخت پا را ز دست گريزان بِشُد جانب ملك خويش * شتابان و از كار خود سينه‌ريش [ 94 ب ] قزلباش « 4 » دانست او را خرد * نباشد به آن هرزمان بَد رسد پراكنده گشتند از خدمتش * چو ديدند بر سر فر نكبتش ملك چون ظفر يافت در كارزار * بيامد به ايوان خود سوگوار به رسم كيان ماتم از سر گرفت * به نوعى كزان ماند اختر شگفت بباريد از ديده خوناب زرد * به نوحه همين از پدر ياد كرد ز مشكوى محمود بر شد خروش * به نوعى كه كر شد فلك را دو گوش سران سجستان زمين سربه‌سر * دريده گريبان گشاده كمر به درگاه آن سوگوار آمدند * دل خسته و اشكبار آمدند
هامش
( 1 ) . م : برخواست . ( 2 ) . مصرع بيت بالا در اينجا تكرار ، شده امّا سپس مصرع كنونى به خطّى ريزتر بر روى آن افزوده شده است . ( 3 ) . م : برخواست . ( 4 ) . م : غزلباش .