تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

متمكّن شدن ملك جلال الدّين محمود خان بر مسند حكومت « 1 » و محاربات او با جماعت اوزبكيّه و رفتن به خدمت شاه عبّاس

چو « 2 » هنگام سوگش درآمد به سر * كمر بست آمد به كاخ پدر نشست و طلب كرد آل كيان * وزان پس نقيبان و ديگر سران به ايشان بگفتا سرى انجمن * كه اى قوم با دانش و رايزن چو ملك خراسان شده سربه‌سر * به حكم دينم خان بيدادگر كنون هست ده سال كان پادشاست * به تخت خراسان به تاج و كُلاست [ 95 الف ] شمار سپاهش ز احصا برون * ز انديشهء عقل دانا فزون دمادم بيايد به اين سرزمين * به كين جستن او شاه ناپاك‌دين چو گوييد و تدبير اين كار چيست * كه از شاه ايران مددكار نيست بزرگان بگفتند اندر جواب * كه اى پايه‌ات برتر از آفتاب بزرگى و گردى و شيراوژنى * به ما سربه‌سر ديدهء روشنى ستون كيانى و فخرى زمن * سرافراز و بادانش و تيغ‌زن نپيچيم سرها ز فرمان تو * نماييم جان‌ها گروگان تو
هامش
( 1 ) . ملك جلال الدّين از سال 988 - 1031 و در دورهء شاه عبّاس يكم ملك سيستان بود . ( 2 ) . م : چون .