هزيمت نمودن رستم ميرزا به جانب سرابان و تعاقب نمودن جلال الدّين محمود خان و محاربه نمودن و شكست يافتن ميرزا
ملك را چو كُشت او جفا پيشه مرد * سپه برنشاند و دل پر ز درد
چو بشنيد كامد سپه بر سرش * گذر كرد از آب با لشكرش
هراسان از آن لشكر كينهخواه * به سوى سرابان « 1 » بسيجيد راه
چو « 2 » بر قتلگاه جهاندار كى * رسيدند پور و جوانان وى
يكى رستخيزى شد اندر جهان * ز فرياد و افغان پير و جوان
دريدند خفتان و جوشن به بر * فكندند تاج بزرگى ز سر
ز مژگان فشاندند خون جگر * به بالين او مهترى نامور
پس از نوحه پر خشم و چشم پر آب * چو كشتى گذشتند از رود آب
پى كين او تنگ بسته ميان * دليران زابل ز پير و جوان
چو در پشتهء زاوه آمد سپاه * بناچار شُد ميرزا كينهخواه
[ 94 الف ] سپاهش بپيچيد و با گرز و تيغ * بيامد خروشان چو « 3 » غُرّنده ميغ
به كين ملك لشكر سيستان * به خون عدو آب داده سنان
هامش
( 1 ) . م : سرايان .
( 2 ) . م : چون .
( 3 ) . م : چون .