تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

آمدن رستم ميرزا در زمين داور به صوابديد اهالى فراه در دو سرزمين و منازعهء او با افواج اوزبك و كشتن يكان خان در عين سيستان و گرفتن ملك محمود خان به دستيارى بدخواهان و بستن ملك‌زادگان

چنين گفت فرزانهء پاك‌دين * كه چون گشت ملك خراسان‌زمين ز بيداد اوزبك پر از شور و شر * ز هرسو ستمگر برآورد سر چو ديدند افشار ملك فراه * كه ملك خراسان شد از دست شاه بگفتند با يكدگر شيخ و شاب * كه باشد ز راه خرد اين صواب [ 89 الف ] چو شهزاده رستم صفىزاده است * سرافراز و از تخم آزاده است اگر او بيايد به ملك فراه * به پيكار اعدا شود كينه‌خواه چو گشتند با يكدگر هم‌زبان * يكان خانِ حاكم و ديگر سران پس آنگه به خشنودى يكدگر * ببستند از بهر رفتن كمر يكان خان با مهتران سپاه * برفتند در نزد آن نيكخواه چو شهزاده رستم سران را بديد * بر ايشان بسى آفرين گُستريد مُرتّب چو فرمود اسباب راه * بيامد شتابان به شهر فراه بسى آمد از وى به اوزبك شكست * گروهى شكست و گروهى ببست چو شد جمع بر درگهش لشكرى * جفا پيشه كرد و ستم‌گُسترى