تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
چو بشنيد ميرزا به صد انفعال * بيامد بر گرد فرخنده‌فال به مهمان‌نوازى بپرداخت شاد * نكرد از بدىهاى او هيچ ياد دو مه چون برآمد بر اين روزگار * سران قزلباش « 1 » از قندهار به نزديك ميرزا ز راه آمدند * ز كردار بد عذرخواه آمدند پس از عذر بسيار از خوى گرم * دل ميرزا شد به او قوم نرم [ 88 ب ] رضا داد در رفتن قندهار * چو بشنيد نوّاب كسرىتبار بياراست اسباب راه سفر * به آيين شاهان والاگهر ز بعل و ز اشتر قطاران قطار * كشيدند چون كوه در زير بار ز دينار و از گوهر شاهوار * ز ديبا و از پردهء زرنگار ز گنجش بياورد چندان فراز * كزان خيره شد ديدهء سرفراز عمارى زركش به پشت شتر * مزيّن به هرگونه از لعل و دُر ببستند و با لشكر بىشمار * روان گشت ميرزا سوى قندهار چو آمد شتابان به او بوم و بر * سران شد به فرمان او سربه‌سر چو گرديد از بخت و اقبال شاد * به جاى پدر ، نامور تكيه داد
هامش
( 1 ) . م : غزلباش .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 161 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل