تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مرخّص بشد لشكر نيمروز * چو بگذشت از اين داورى چند روز [ 87 الف ] محمّد كه بودش وكيل سپاه * بپيچيد از رسم و آيين و راه سپاه و رعيّت از آن شادكام * ز ميرزا نبردى كسى غير نام چو در دفع آن ميرزا را توان * نبد با تن چند از محرمان روان جانب سيستان شد دگر * چو بشنيد محمود كسرىگُهر به آيين مهمان‌نوازى به راه * بيامد بر نامور نيكخواه به بَر تنگ بگرفت و آمد دوان * به همراه مهمانش آن ميزبان چو آورد او را سوى خوان خويش * فزون كرد از پيش احسان خويش همه روزه بودى به نخجير و باز * به شب‌ها در بزم كردى فراز برآراستى مجلس شاهوار * مُغنّى نواخوان « 1 » چو بُلبل هزار
هامش
( 1 ) . م : نواخان .