تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
سران سجستان زمين باز جاى * برفتند از خدمت ميرزاى چو شهزاده رستم بديد آن‌چنان * بشد با برادر چو جان مهربان نپيچيد از گفتهء نيكخواه * به ملك زمين داور آمد ز راه مظفّر حسين مدّت چندگاه * برآسود چون از غم و رنج راه دگرباره شد حمزه صاحب‌غرور * برون رفت از ره ز طبع غيور [ 86 الف ] شد از كار او تنگ‌دل ميرزا * يكى مرد مردانه آهن‌قبا محمّد به نام و بياتش نسب * بفرمود تا رفت تازان به شب سر حمزه ببريد از تيغ تيز * برآورد از جان او رستخيز محمّد چو كرد حمزه با خاك پست * به جايش به امر وكالت نشست چو از كشتن حمزهء پرهنر * بيامد به شهزاده رستم خبر ميان بست بر كين و آمد دلير * سپاهى به گردش ز شمشير و تير چو در قندهار آمد آن سرفراز * نيامد كسى پيش او رزم‌ساز ز برج و ز باره به جنگ آمدند * چو لشكر به دروازه تنگ آمدند چو يك ماه بگذشت از اين داستان * خبر يافت فرمانده سيستان ز گردنكشان سجستان هزار * سه ره برگزيد از در كارزار بنى عمّ خود ، گرد نامى غريب * طلب كرد گفتا فراز و نشيب بپيما برو تا در قندهار * به همراه گردان خنجرگذار به يارى ميرزا ميان‌بند تنگ * كه محصور گرديده بر ماست ننگ چو گفتار مهتر رسيدش به گوش * برآورد چون شير جنگى خروش روان گشت با لشكر آن پرهنر * بيامد شتابان به آن بوم و بر