تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

مدد فرستادن ملك محمود خان به قندهار به يارى مظفّر حسين ميرزا [ 86 ب ] و گريختن رستم ميرزا

مظفّر حسين چون خبردار شد * بياراست لشكر به پيكار شد سپاه سجستان و ميرزا به هم * خروشان و جوشان ز كينه چو يَم « 1 » چو شهزاده رستم شنيد اين خبر * ببست از پى كينه خان « 2 » كمر روان شد سپاهش به كين فوج‌فوج * يكى گرد تيره برآمد به اوج چو تير از دو جانب به پرواز شد * به خونريزى هرجا درى باز شد دليران زابلستان تيز چنگ * نمودند در رزم و كين چون پلنگ جگرگاه و پهلوى مردان كين * دريدى و افكندى از پشت زين سمندى كه شهزاده رستم سوار * برآن بود اندر صف كارزار به پيكان تير اندر آمد به سر * بيفتاد از آن ، گرد بازيب و فر چو نيرو نماندش به رزم و ستيز * از آن رزم آورد رو در گُريز به دل كينهء مهتر نيمروز * گرفت و روان شد دل پر ز سوز مظفّر حسين چون ظفر يافت شاد * به ايوان نشست و كُله كج نهاد سپاه سجستان به زر شاد كرد * به خوبى ز محمود كى ياد كرد
هامش
( 1 ) . م : بم . ( 2 ) . م : جان .