ذكر حكومت نوّاب كسرىگُهر ، ملك محمود خان خلف ملك حيدر
سخنگوى داناى صاحبيقين * كه بادا بر آن از خرد آفرين
چنين داد در عالمآرا خبر * كه در عهد فرزند خير البشر
محيط شرف بحر عزّ و سخا * سرافراز كونين و ظلّ إله
جهاندار بيدار طهماسب شاه * كه حكمش روان بود بر چرخ و ماه
به فرمان عمّ گشت در سيستان * بديع الزّمان ميرزا حكمران « 1 »
يكى مرد جرّار صاحبحسب * تمور خان « 2 » به نام ، استجالو نسب
هامش
( 1 ) . ملك شاه حسين از دورهء حكومت بديع الزّمان در سيستان به نيكى ياد مىكند : « بساط عدل و انصاف در سيستان گسترده ، در زمان او اكثر محال خراب رو به آبادى كرد و نسبت به ملوك عظام و امراى كرام و ساير مردم سيستان به نوعى معاش كرد كه مرفه الحال هركس به حال خود بود و ملوك سيستان بعضى به حال خود بودند . . . در زمان ميرزا بديع الزّمان اكثر مردم كه بالطّبع موزون بودند در مقام تتبع استادان و فكر و شعر گفتن درآمده چند كس سخن را به رتبهء عالى رسانيده به آئين ، غزل و قصيده پرداختند » .
( احياء الملوك ، ص 165 )
( 2 ) . احياء الملوك نام « لله » بديع الزّمان را « امام قلى بيگ ولد ندرخان حاكم شيراز » ذكر مىكند ( ص 165 ) و بعد از يك سال و نيم محمّد خان تركمان « به امر للگى قيام و اقدام داشت » ( ص 169 ) . بعد از وى « تيمور خان ولد منش خان را للهء نوّاب ميرزا فرموده . . . و تيمور خان با پانصد نفر از اويماق استاجلو داخل سيستان شد . ميانهء او و نوّاب ميرزا به واسطهء سوء ادب او ، اسباب كلفت مهيّا شد و با اكثر مقرّبان و محرمان بزم ميرزا آغاز خشونت كرد » پس از مرگ شاه طهماسب ، بديع الزّمان در صدد قتل تيمور خان برآمد ، ولى مادر او وى را از اين كار باز داشت . ( احياء الملوك ، صص 189 - 190 )