ذكر حالات و كيفيت احوالات ملك قطب الدّين و آمدن پادشاه صاحبقران امير تيمور گوركان در سيستان و محاربه و منازعهء ايشان در دو زمان
روايت نمايند اهل سير * كه سلطان تمور شاه فيروزگر
به آفاق چون گشت صاحبقران * به ظلّش درآمد سپاه گران
روان شد به تسخير زابلستان * كه بد مسكن رستم داستان
چو آمد به آن مرز گيتىفروز * كه ويران كند كشور نيمروز
ملك قطب دين چون خبردار شد * برآشفت و در فكر پيكار شد
سپاهى پر از خشم چين بر جبين * بياراست آمد به ميدان كين
سپاه شهنشاه صاحبقران * چو ديدند آن لشكر بىكران
به ميدان صف آراستند از دو روى * اجل در ميان گشت هنگامهجوى
گرفتند چاچى كمانها به دست * ز هر سو دليران چو شيران مست
خروشان و جوشان چو ابر سياه * چه باران كه بارد در آن رزمگاه
[ 71 الف ] روان گشت پيكان چو تير شهاب * گذر كرد از سينهها در شتاب
بسى خنجر از خون دل آب خورد * بسى ناوك از ديدهها خواب برد
بسى قالب تن شد از جان تهى * بسى فرق شد بىكلاه مهى
ز سمّ ستوران در آن كارزار * كه كردى تكاپوى از هركنار