[ 69 ب ] شد از آتش تيغ او كامياب * دل دشمنان ستمگر كباب
پس از مرگ يعقوب با عدل و داد * جهاندار شد عمرو والانژاد
به اوصاف او سرورى كامران * زبان قاصر آيد ز شرح و بيان
همه ساله با عزّت و احترام * به شادى به سر برد آن نيكنام
چو عمرو ز دار فنا رخت بست * حفص « 1 » ابن عمرو به جايش نشست
ز بعد حفص « 2 » ليث فرزند آن * نگه داشت آئين و پيوند آن
ملك ليث چون شد ز ملك جهان * بزرگ جهان شد ملك مهربان
كه در رزم و پيكار و زور و هنر * نبودى چو « 3 » او « 4 » در جهان سربهسر
گرفتى چو رمح جلادت به كف * ز بيمش شدى روى مه منخسف
فقيران ز جودش شدى بهرهياب * ز بخشش نگشتى خجل چون سحاب
چون ايّام عمرش درآمد به سر * خلف شد سزاوار ملك پدر
خلف را چو اقبال نابود شد * به دولت سزاوار مسعود شد
كه او « 5 » بود فرزند آن كامكار * سرافراز و بينادل و هوشيار
چه مسعود بگرفت زير زمين * ضيابخش شد ملك را شمس الدّين « 6 »
چو شمس فلك صاف صافىضمير * به طالع جوان و به تدبير پير
[ 70 الف ] سخا و كرم بود دربان آن * رخ سروران فرش ايوان آن
پس از عهد او سرور شيخ و شاب * ابو الفتح شد از جهان كامياب
ظفر پيشرو بود و فتحش قرين * از آن شاد و آباد زابل زمين
گه رزم و كين خصم را خانهسوز * چو « 7 » خورشيد رخشنده گيتىفروز
هامش
( 1 ) . م : حصص .
( 2 ) . م : حصص .
( 3 ) . م : چون .
( 4 ) . م : چون .
( 5 ) . م : « او » ندارد .
( 6 ) . پس از آنكه سيستان به اشغال مغولان درآمد ، اوضاع سياسى اين منطقه دچار آشفتگى شد . سران سيستان در سال 633 ق بر امارت ملك شمس الدّين على بن مسعود بن خلف مهربانى اتّفاق كردند ( تاريخ سيستان ، صص 396 - 397 ) « جلوس وى به مملكت سيستان ، سيزدهم ماه ذو القعده سال 633 »
( 7 ) . م : چون .