تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

لشكر كشيدن ملك طاهر به سمت قهستان و هرات

[ 58 ب ] خلف را خلف خواند در پيش خويش * سخن راند با او ز اندوه بيش كه او گرد يل بود طاهر به نام * نمودى از آن شير نر پنجه وام پسر را چنين گفت بركش سپاه * از اين در به قاين بشو كينه‌خواه به فوشنج « 1 » و ملك هرى برگذر * به آتش بسوزان همه خشك و تر چو بشنيد طاهر هم اندر زمان * ببست از پى حكم و فرمان ميان روان گشت با او سپاه بزرگ * سپاهش سراسر چو ارغنده گرگ چو آمد به مُلك قهستان فراز * ببردند يكسر به پيشش نماز از آنجا به فوشنج و ملك هرى * روان شد سپهدار فرخنده‌پى از آن مرز بگرفت يكسر خراج * فرستاد نزد خداوند تاج در آن عهد محمود بُد پادشاه * به غزنين و كابل به تخت و كُلاه ورا بود عمّى چو « 2 » درّنده شير * كه بغراجغش بود نام آن دلير به ملك هرى بود فرمان‌گذار * به فرمودهء نادر شهريار و ليكن در آن روز آن پر « 3 » هنر * به همراه سلطان بُد اندر سفر
هامش
( 1 ) . م : قوشنج . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . م : پير .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 103 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل