تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
به لفظ حقّ اندر كتاب كريم * اشاره به او شد به ذبح عظيم حسين على را به خوارى شهيد * نمودند اعدا به حكم يزيد اگر بودمى من در آن روزگار * به همراه اين لشكر بىشمار بر آن قوم بدكيش كردم گذر * به هم برزدم جملهء بوم و بر به رزم عدويش بپرداختم * فدايش تن و جان خود ساختم روايت كند راوى پاكزاد * كه شخصى ز اهل صلاح و سداد شبى ديد در خواب آن پاك‌دين * كه عمر [ و ] آن جهاندار صاحب‌يقين به جنّات فردوس آن پاكزاد * خرامان بدى با دو صد عزّ و ناز « 1 » [ 47 الف ] به او گفت بر گوى از راستى * كه اين رتبه را از چه رو يافتى چنان داد پاسخ شه دين‌پناه * كه يك روز ديدم چو « 2 » سان سپاه سپاهم به لفظ قلم ، در شمار * به تعداد آمد سه ره چل هزار به خاطر رساندم كه در كربلا * اگر بودمى جان نمودم فدا ز حبّ على بود و اولاد او * كه شد رتبه‌ام در جنان بر ز ضو كسى را سزد خاك حسرت به سر * كه از حبّ حيدر ندارد خبر امامم على پيشوايم على است * به راه يقين رهنمايم على است ز نامش شود شادمان جان من * ولاى على اصل ايمان من مرا مدح آن شاه دلدل‌سوار * به محشر بود مايهء افتخار شهان جهان كلب درگاه اوست « 3 » * خوش آن‌كس كه او پيرو راه اوست به طوفان آب و گه حرق نار * به ظلمات سد بستن اى كامكار نبودى اگر يار نوح و خليل * نمىشد به خضر و سكندر دليل نگشتى از ايشان يكى رستگار * نديدى به كف مايهء افتخار
هامش
( 1 ) . شايد : « زاد » . ( 2 ) . م : چون . ( 3 ) . م : او است .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 81 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل