ذكر سلطنت ملك طاهر بن محمّد بن عمرو ليث و برخى از حالات او
خردمند داناى با دستگاه * محمّد كه بود ابن خاوند شاه
[ 47 ب ] چنين كرده تقرير اين داستان * به تاريخ شاهان عالى مكان
كه چون عمرو بن ليث شد دستگير * جوان اختر عزّتش گشت پير
به حبس خليفه گرفتار شد * صباح نشاطش شب تار شد
دليران و گردان زابل زمين * كه بودند هواخواه آن پاكدين
يكى مرد داناى با احترام * سرافراز و جوّاد ، طاهر « 1 » به نام
محمّد پدر بود و عمروش تبار * كز او يافت رسم شهى اعتبار
نشاندند بر تخت ، آن نامور * نهادند بر فرق او تاج زر
از آن يافت چون كار شاهى رواج * بزرگان اطراف دادند باج
سپاهى برآراست يزدانشناس * به تسخير آورد كرمان و فارس « 2 »
از آن عامل مكتفى عزل كرد * به لشكر زر و سيم او بذل كرد
از آنجا روان سوى اهواز شد * زمانه ز نامش پر آواز شد
هامش
( 1 ) . تاريخ سيستان ، ص 273 : « پس روز آدينه ، ده روز گذشته از محرّم سنهء سبع و ثمانين و مايتى ، خطبهء عمرو از همهء منبرها بيفكندند و طاهر و يعقوب را از پس خليفه خطبه كردند اندرين روز . »
( 2 ) . روشن است كه در اين بيت قافيه ناقص است .