تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
چه بشنيد احوال آن سرفراز * خليفه پس از فكر و راى دراز ز خاصان يكى مرد صاحب وقار * فرستاد با هديهء بىشمار به نزديك سالار توران سپاه * سماعيل بن احمد آن نيك‌خواه كه آن پهلو پردل نامور * ببندد به پيكار طاهر كمر [ 48 الف ] پذيرفت سالار سامان نژاد * به طاهر بدين‌گونه پيغام داد كه مسرور بنشين به مأواى خويش * ز حكم خليفه منه پاى پيش تو را داده منشور زابل زمين * مكن در ممالك طمع بيش از اين چو برخواند خود نامه آن پاكزاد * به زودى سوى سيستان رو نهاد يكى نامه با هديهء بىشمار * فرستاد طاهر به آن نامدار كه هست از جنابت مرا ملتمس * چو بر هر مرادت بود دسترس كه در خواهى از مكتفى اين مرام * به احسان نمائى مرا شادكام كه بعضى ز املاك آباء من * گذارد به رسم مقاطع به من چه آن هديه آورد مرد رسول * سپهدار سامان نسب شد قبول به دار الخلافه يكى نامه داد * ز طاهر به نيكى چنين كرد ياد كه برحسب خواهش به نيل مرام * به اكرام و احسان شود شادكام به طاهر خليفه ز روى و داد * يكى عهدنامه يكى جامه داد از آن شاد شد خاطر سرفراز * دگرباره آمد به شيراز باز ز خاصان يكى مرد قابوس نام * در آن سرزمين ساخت با احترام وزان پس بيامد سوى سيستان * كه نوشد مى عيش با دوستان [ 48 ب ] قضا را در اين وقت ليث على * كه از ليث مىشد نژادش جلى ابا سبكرى « 1 » پهلو نيك‌نام * كه او عمر بن ليث را بد غلام به شيراز رفتند و گشتند يار * به قابوس كردند گفت و گذار دل‌آزرده شد مرد با احترام * از آنجا روان شد به دار السّلام
هامش
( 1 ) . م : سكزى .