تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
به نزديكى شهر ، آن شهريار * نمودند از كين بر اشتر سوار بر آن ديدهء معتضد چون فتاد * به حمد خداوند لب برگشاد وزان پس ورا حبس فرمود و بند * به ظاهر نياورد بر وى گزند به حكم خليفه به وقت وفات * گرفتند از عمرو نقد حيات « 1 » چو فرمانروا بود بيست و سه سال * خور دولتش كرد رو در زوال به مرگش وجوه دگر گفته‌اند * كه ارباب تاريخ خود سفته‌اند به تقريرشان طول يابد كلام * از آن ختم كردم سخن والّسلام « 2 » ولى معتضد هم بشد مختفى * شرف يافت از دولتش مكتفى ز كردار آن شاه و الا گهر * چنين داده‌اند اهل خبرت خبر كه عمرو آن سرافراز با دستگاه * يكى روز مىديد عرض سپاه اميرى كه بودى سپاهش هزار * يكى گرز زرّين گوهر نگار به پيش جهاندار بگذاشتى * لواى بزرگى برافراشتى به تعداد آن لشكر بىشمار * صد و بيست گرز آمد اندر شمار چه شاه آن‌چنان ديد بگريست زار * مژه ساخت از گريه ابر بهار [ 46 ب ] بزرگ خردمند دانش‌پذير * كه بود او نديم شه بىنظير به او گفت اين گريه از بهر چيست * ملال جهاندار از درد كيست به دو گفت عمرو اى سرافراز مرد * ندارم ز گيتى به دل هيچ درد ولى گريه‌ام را بود اين سبب * كه كردند طغيان چو « 3 » قوم عرب به قتل جگر گوشه مصطفى * سرور دل سرور لافتى شهيد ستم ختم آل عباء * كه شد هشت جنّت ز نورش بنا كه جنباند گهواره‌اش جبرئيل * شرف برد از ذات پاكش خليل
هامش
( 1 ) . « روز چهارشنبه ، پنج روز گذشته از جمادى الآخر سنهء ثمان و ثمانين و مايتى » . ( تاريخ سيستان ، صص 262 - 263 ) ( 2 ) . براى اين روايات مختلف نگاه كنيد به توضيح ملك الشعراء بهار در زيرنويس ص 263 ، همان كتاب . ( 3 ) . م : چون .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 80 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل