تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

لشكر كشيدن عمرولّيث به توران‌زمين به رزم امير اسماعيل و گرفتارى عمروليث

سران سپاهش ز روى ادب * به عرضش گشادند يكباره لب بگفتند اى نامور شهريار * تو اين رزم را خوار « 1 » مايه مدار دليرى كه باشد به نيروى تن * پسندد سرافراز از انجمن به سختى چو آهن به نرمى چو موم * مبارك به خدّام و بر خصم شوم فرستاد بايد به اين سرزمين * كه گيرد ز دشمن كلاه و نگين مبادا ز سالار سامانيان * رسد دولت نامور را زيان چه بودش به خود غرّه و زورمند * نيفتاد اين عرض او را پسند سپه بر كشيد و بيامد به بلخ * كه سازد مه عيش بدخواه سلخ سپهدار سامان به صد ملتمس * به زنهار پيشش فرستاد كس نيامد قبول و بشد در شتاب * روانه به رزم از ره پنج آب [ 44 ب ] وزان رو سپهدار سامان‌نژاد * گذر كرد از آب جيحون چو باد به جايى كه بد چشمه و آب رود * قرين با سپاهش بيامد فرود چه قوم عدو ديد بيش از حساب * به خود عمرو گفت از طريق صواب
هامش
( 1 ) . م : خار .