تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

ذكر سلطنت شهنشاه جهان‌پناه باذل بحار مروّت و انصاف انوشيروان عادل

كه بود او قباد گزين را پسر * چو خورشيد تابان به نام و گهر سر تاج عدلش برآمد به ماه * جهان از بدى برد پيشش پناه چنان گشت آسوده دهر از ستم * كه شنقار كردى ز عصفور رم ز زنجير عدلش در اين روزگار * همين باز گويند ليل و نهار ز شاهان گيتى چو كسرى نبود * به عقل و به دانش به فرهنگ و جود ز انصاف آن نامور شهريار * جهان كهن شد ز نو لاله‌زار چنان گشت آباد يكسر جهان * كه يك خشت ويران نبودى در آن چو خاقان و قيصر نجاشى و راى * شب و روز در پيش تختش به پاى چهل سال در ربع مسكون تمام * ز دل‌ها برافشاند گرد ظلام به نام نكو مرده در زير سنگ * به از زندگان گرفتار ننگ [ 23 ب ] چو كسرى ز داد و دهش سر نتافت * به هر دو جهان نام و هم كام يافت به كسرى همى بس بود احترام * كه در عهد او شاه بيت الحرام « 1 » ز كتم عدم زد قدم در جهان * شفيع امم ختم پيغمبران
هامش
( 1 ) . از آغاز اين صفحه در متن اصلى خط كاتب عوض شده و معلوم است كسى ديگر متن را ادامه داده است .