تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
جدا شد ز مادر چو دُرّ از صدف * كزان يافت خورشيد رخشان شرف نيا داشت او را چون جان عزيز * ز طفلى چو آمد به عهد تميز به آيين و كيش خود او دادگر * بدادش به دست برادر پسر كه بُد نام او نورسيده پشنگ * يلى جم‌نسب گُرد با نام و ننگ چو نه ماه بگذشت بر دُخت شاه * جدا شد از آن كودك همچو ماه به رخ همچو ماه و به قد سرو ناز * جهان را به ديدارش آمد نياز تو گفتى كه جمشيد جم زنده شد * به آن طالع سعد فرخنده شد منوچهر كردش نيا نام شاه * چو دانست زيبنده تاج و كلاه پس از سال پانصد به شاهى و راى * نبير گران‌مايه را داد جاى منوچهر چون از نيا يافت تخت * هم از داور دادگر فرّ و بخت برانگيخت لشكر به خون پدر * بِبُرّيد از سلم و از تور سر [ 9 الف ] جهان شد ز عدلش چو خرّم بهشت * بسى تُخم نيكى در آفاق كشت به اورنگ شاهى صد و بيست سال * برآسود آن خسرو بىهمال منوچهر را چون سرآمد زمان * به نوذر سپرد افسر خسروان كه فرزند آن بود شاه جوان * سزاوار تاج و كلاه مهان به شاهى چو بد حكمران هفت سال * نمود اختر سعد رو در زوال به نوذر بد آمد ز افراسياب * بر او تيره شد روز رخشان و آب به ايران‌زمين گشت سالار نو * ز نسل فريدون جهاندار « زَوْ » خردمند دانادل بىهمال * به شاهى چو بگذشت از او هفت سال از آن بعد گرشاسب شد ارجمند * به شاهى ايران ز بخت بلند كه بود او سرافراز والاگهر * جهان‌دار « زَوْ » را گرامى پسر چو نه سال شد زينت‌افزاى تخت * به ملك بقا از فنا بست رخت