تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
ز نزد پدر هردوتن بدگمان * به اقليم خود گشته هريك روان نگه داشت ايرج بر خويشتن * كه بودش چه جان گرامى به تن شب و روز در خدمت شهريار * ز مى بود خرّم چو گُل در بهار بزرگان ايران‌زمين سربه‌سر * پى خدمت شاه بسته كمر نيامد به سلم و به تور اين پسند * كه ايرج به ايران بود ارجمند دو مهتر برادر به رنج و تعب * به روم و به توران‌زمين روز و شب برادر كه كهتر به سال است و ماه * نشيند به نزد پدر با كلاه پسنديده نبود بر دادگر * نه نزد بزرگان والاگهر سپاهى ز چين تا به اقصاى روم * بياراستند آن دو سالار شوم سر پر ز خشم و دل پر ز كين * نهادند رخ سوى ايران‌زمين چه آگاه شد شهريار بزرگ * ز كردار آن مهتران سترگ به ايرج چنين گفت اى نامدار * برآراى لشكر پى كارزار چنين داد پاسخ به فرّخ پدر * كه هرگز پى تخت و تاج و كمر [ 7 ب ] نگردم به اخوان خود كينه‌خواه * فزونى نجويم ، نخواهم كلاه كه دهر سپنجى نماند به كس * توكّل به لطف خداى است و بس شتابم به نزديك ايشان به راه * به دل مهربان و به لب عذرخواه پدر گفت ترسم از ايشان گزند * رسد بر وجود تو اى ارجمند كه ايشان بدانديش و بدكاره‌اند * ز شهر خردمندى آواره‌اند به پاسخ چنين گفت او بىگناه * اگر كشته گردم به آيين و راه بود بهتر از رزم و خون ريختن * به پيكار اخوان بر آويختن بگفت و روان شد چو سرو روان * به نزديك او هر دو نامهربان چو از مقدم او خبر يافتند * پذيره شدن را بياراستند دو سالار با لشكر روم و چين * روان پيش راه شه پاك دين روان شد سپه هر طرف فوج‌فوج * چو قلزم كه از باد آيد به موج