اگر چند چون ذرّهام بى « 1 » بها * ز خورشيد ذات تو خواهم ضيا
كه لطفت دهد كامكارى مرا * نمايد درين كار يارى مرا
الهى بود تا جهان برقرار * شتاء و دى آيد خريف و بهار
وجود تو از هر بدى دور باد * بدانديش تو زنده در گور باد
هامش
( 1 ) . م : پى .
مساهمون: صبورى