فرموديم يقين حاصل گشت كه مشار اليه به خدمت استسعاد يافته او را به استعجال تمام روانهء خدمت عالى فرموديم كه بعد از شرف به سعادت ملازمت رخصت انصراف فرموده به زودى باز فرستند و به اعلام قرارداد خاطر آفتاب مآثر و ارادهاى كه مكنون ضمير محبت تأثير بوده باشد مسرور سازند كه از عالم خصوصيت و اتحاد دانيم كه چه مىبايد كرد و بدانچه از ما آيد خدمت به تقديم رسانيم .
چون سعادت آثار خواجه محمد باقر نيز از آن صوب آمده بود و هميشه به ذكر محامد بندگان عالىشان رطب اللسان بود و اخلاص تام نسبت بدان اخوت و شوكت پناه عالى داشت ، با نامهء محبت تزيين روانهء ملازمت سامى فرموديم كه اگر هر كدام زودتر به سعادت ملازمت رسند ، تجويز توقف نفرموده به زودى رخصت مراجعت ارزانى داشته روانه فرمايند كه اخبار خير مآل و قرارداد خاطر بىهمال را بدين جانب رساند كه بغاية الغاية خاطر متعلق اخبار مسرت آثار است .
زياده چه اطناب نمايد . پيوسته رياض خلت و و داد را به زلال محبت و اتحاد نضارت بخشيده به ارسال رسل و رسايل و رجوع خدمات و اشارت محرك سلسلهء يگانگى بوده رفع غائلهء بيگانگى فرمايند . سرير سلطنت و جهانبانى به وجود فايض الجود مزين باد .
تا هر بهار صنعت مشاطهء نسيم * آرد برون عروس گل از حجلههاى خار
اى شاخ فتح غنچه به شادى بسى ببال * اى ابر بحر قطره به رادى بسى ببار « 1 »
هامش
( 1 ) نسخهء كتابخانهء ملى پاريس به شمارهءSup .1838