اعلى حضرت پادشاه جهان پناه فرستاديم . بعد از شش هفت سال رخصت مراجعت يافته با فرستادهء عالى ايشان رسيد . مجددا ، بنابر تجديد استحكام قواعد محبت و اتحاد و اعلام حقايق حالات اين سلسلهء عليه كه اشاره به آنها شده بود ، يكى از غلامان اعتمادى را روانهء سدهء سنيهء رفيعه فرموديم . الحال مدتى است كه او را نگاه - داشته رخصت معاودت نمىفرمايند . از اين قسم تغافلها استشمام كمال عدم توجه و التفات مىشود . از اين كه آن اخوت و سلطنت پناه ميل تحف اين جانب داشتهاند و به ما اعلام نفرموده و به تجار سفارش فرمودهاند به خاطر محبت تأثير مىرسد كه ايشان نيز در توجه و خصوصيت ، به سنت سنيهء والد عظيم الشأن رفيع مكان منيع - الاحسان ، عمل مىفرمايند .
در اين سال خجسته مآل ، كه رايات جاه و جلال به جهت تأديب حكام ماوراء - النهر متوجه بلخ بود ، در اندخود موضعى است موسوم به خواجه دو كوهك .
غازيان عظام بعضى اسباب از زير خاك برآورده بودند . در آن ميان سندى كه در زمان پادشاه مرحوم تيمور گوركان در باب محبت و دوستى فى ما بين آباء و اجداد ما و پادشاه مشار اليه واقع بود نوشته شده به دست غازيان درآمده بود . صورت آن را مصحوب خواجه برجعلى مذكور به خدمت فرستاديم كه تا بر ضمير شريف حقيقت و اتحاد و يگانگى موروثى ظاهر گردد . چون بعضى از فرمودهها كه به خواجهء مشار اليه سفارش فرموده بودند در سركار اشرف حاضر بود ، از هر قسم چيزى از روى يگانگى ، مصحوب مومى اليه فرستاده شد كه اگر مرضى خاطر انور بوده باشد بعد از اين آنچه از امتعه و تحف اين جانب ميل داشته باشند اعلام فرمايند كه به خدمت ارسال شود . چون تا حال كس اعتمادى ايشان بدين جانب نيامده بود كه حقيقت حال خير مآل و قرارداد خاطر دريا نوال معلوم شود ، از افواه و السنهء مترددين آن صوب حالات و اوضاع و قرارداد خاطر عالى به عنوان مختلف به گوش هوش مىرسيد و امر عالى را كه در دست خواجه برجعلى مذكور ملاحظه
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٣٨٩