تحف و امتعهء اين ملك به عهدهء او فرموده بودند . از روى محبت و يگانگى و رفع غائلهء بيگانگى رجوع فرستادن آنها به ما نشده خلاف اين معنى به منصهء ظهور جلوه نمود و از محبت و دوستى موروثى كه از زمان پادشاه رضوان مكان جنت - آشيانى صاحبقرانى امير تيمور گوركان الى الآن هميشه ما بين اين دودمان و آن سلسلهء رفيع الشأن مرعى و مسلوك بوده اين مقدمه به غايت عجيب و غريب بود .
بر راى انور مستور نبوده باشد كه چون فى ما بين ما و سلاطين روم و فرنگ قواعد محبت و دوستى استحكام تمام دارد ، هميشه گرگ يراقان سركار خاصهء شريفه بدان محال مىروند و امتعه و تحف آنچه در آن ولايت به هم مىرسد به جهت سركار خاصهء شريفه مىآورند و اجناس و امتعه ايران اكثر در سر كار اشرف به هم - مىرسد . آنچه از هر قسم آن برادر نامدار كامكار ميل داشته باشند ، يگانگى و خصوصيت قديمى و جديدى مقتضى آن است كه به ما اعلام فرمايند . نه اين كه به تجار سفارش نمايند كه جهت سركار عالى به هم رسانند . روابط سلسلهء جانبين از زمان پادشاه سعيد مغفور مبرور تيمور گوركان تا زمان نواب عليين آشيان شاه باباام و بندگان رضوان بارگاه همايون پادشاه مرعى و مسلوك بوده . غايتش بعد از رحلت نواب جنت مكان شاه باباام به واسطهء تطرق حوادث و مكاره زمان فى الجمله اختلالى به حال اين سلسله راه يافت . بندگان پادشاه عالى جاه ستاره سپاه خورشيد كلاه عالم پناه ، ابوت مكانى ، توجه و التفات مبذول نداشته احياى مراسم محبت و اتحاد قديم نفرموده آشنائى و خصوصيت موروثى را منظور نداشتند . تا آن كه نوبت سلطنت اين دودمان ولايت مكان بدين جانب رسيد . با وجود آن كه در حدوث قضاياى اين سلسله از عالم حميت و محبت موروثى چشم داشت و توقع آن بود كه اعلى حضرت پادشاه عالى جاه عالم پناه فى الجمله تفحص احوال منسوبان اين دودمان فرمايند . اين مقدمه به ظهور نپيوست . رسوم و عادات دنيوى را منظور نداشته يكى از معتمدان اين خاندان را به جهت تأسيس مبانى خلّت و و داد قديم به خدمت
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٣٨٨